رسول خدا صلی الله علیه و آله :در دنيا صله رحم كنيد اگر چه فقط با سلام باشد.


 
 

دعا کردن و طلب حاجت نمودن از خداوند آدابی دارد که رعایت این آداب استجابت دعا را نزدیک تر مینماید . به گزارش ایران ناز احادیث و روایات بسیاری در مورد روشهای دعا کردن وجود دارد . در یکی ازین روایات آمده است ذکر هشت اسم از اسامی خداوند قبل از دعا سبب استجابت دعا میگردد .

 

این هشت اسم خدا را قبل از دعاهایتان بگویید تا اجابت شوید .رسول خدا فرمود برای خدا  هشت اسم است كه در ساق عرش و قلب خورشید و در بهشت و درخت طوبی نوشته شده هركس قبل از دعا بگوید مستجاب می شود و آن هشت اسم این است:

 

یا دائِمُ,یا حَیُّ, یا وتْرُ, یا فردُ, یا اَحدُ, یا قَویُّ, یاقَدیمُ, یا قاد

 

همچنین:

 

اسم مبارک <الله> 980 بار درقرآن کریم امده است که همه صفات جلال و جمال و کمال در این اسم جمع شده است و اختصاص به ذات مقدسه الهی دارد.پس هر گاه <الله> گفته شود گویا همه اسما حسنی گفته شده است.

 

حضرت علی(ع) میفرماید: هرکس 100 ایه از ایات قران را از هر جا که باشد قرائت کند وبعد از ان هفت بار یا الله بگوید ،اگر بر سنگی دعا کند هر اینه خداوند تبارک وتعالی ان را بشکافد.





بازدید:
تاريخ : 1395/07/26

یک سری احادیث درباره ی حق الناس نیز وجود دارد.لایَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یَتَصرَّفَ فی مالِ غیرهِ اِلاّ بِاِذنِه. کسی حق ندارد در مال دیگری بدون اجازه او دخل و تصرف نماید. (بحار، ج 53، ص 183) 2ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»: أعظمُ الخطایا اِقتِطاعُ مالِ امرِیءٍ مُسلِمٍ بِغَیر حَقٍّ. عظیم‌ترین گناهان، خوردنِ به ناحق و تجاوز به مال یک مسلمان است.

 

(تحف‌العقول، ص 217) 3ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»: لَیسَ بِوَلِیٍّ لی مَن أَکَلَ مالَ مؤمنٍ حَراماً. هر کس مال مؤمنی را به ناحق بخورد پیرو من نیست. (وسائل، ج 12، ص 53) 4ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»: ما عُبِدَ اللهُ بِشیءٍ اَفضلَ مِن اداءِ حَقِّ المُؤمِنِ. هیچ عبادتی بالاتر از ادای حق مؤمن نیست.

 

(بحار، ج 74، ص 242) 5ـ «مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)»: جَعَلَ اللهُ سُبحانَهُ حُقوقَ عِبادِهِ مُقَدَّمَهً لِحُقوقِهِ. خداوند سبحان حقوق بندگانش را مقدمه رسیدن به حقوق خود قرار داده است. (فهرست غرر، ص 77) 6ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»: لَو أَنَّ الناسَ أَدُّوا حُقوقَ اَموالِهِم لَکانوُا عایِشینَ بَخَیر.

 

مردم اگر حقوق و واجبات مالی خود را ادا می‌کردند مسلّماً همه از یک زندگی مطلوب و رضایتبخشی برخوردار می‌شدند. (وسائل، ج 6، ص 2) 7ـ «امام محمدباقر(علیه‌السلام)»: اوَّلُ قطرهٍ مِنَ الشَّهیدِ کفّارَهٌ لِذُنوبِهِ اِلاّ الدَّین فَاِنَّ کفّارَتَه قَضاءُه. اوّلین قطره خون شهید کفاره گناهان او است مگر قرض و بدهکاری او که کفاره‌اش ادا کردن آن است

 

(بدهی و حق‌الناس شهید را وارثان باید ادا کنند). (وسائل، ج 13، ص 85) 8ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»: وصاحِبُهُم مُحتَبِسٌ علی بابِ الجَنّهِ بِثَلاثهِ دَراهِمٍ لفلانِ الیَهودی، وَ کانَ شَهیداً! یکی از افراد (فلان قبیله) که شهید شده به خاطر سه درهم که به فلان یهودی بدهکار بوده بر دَرِ بهشت زندانی گشته و به وی اجازه ورود می‌دهند!

 

(احتجاج طبرسی، ج 1، ص 333) 9ـ «مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)»: الحَجَرُ الغَصبُ فی ‌الدّارِ رَهنٌ عَلی خَرابِها! وجود یک آجر غصبی در بنای یک خانه، رهن بر ویرانی آن خانه خواهد بود! (نهج‌البلاغه، کلمه 232) hr210ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»: أَعطِ الأَجیرَ اَجرَهُ قَبلَ أَن یَجِفَّ عَرقُهُ.

 

مزد کارگر را پیش از آنکه عرق بدنش خشک شود به او بپرداز. (شهاب‌الاخبار، ص 327) 11ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»: مَن ظَلم اَجیراً أَجرَهُ احبَطَ اللهُ عَمَلهُ وَ حرَّمَ عَلیهِ ریحَ الجَنَّهِ. کسی که به اجیر و کارگر خود ستم کند و حق او را نپردازد خداوند اعمال نیکش را به کلی تباه و بوی بهشت را بر وی حرام خواهد نمود.(ثواب‌الاعمال، ص 645) 12ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»:

 

مَن اَکَلَ مِن مالِ اَخیهِ ظُلماً وَ لَم یَرُدَّهُ اِلَیهِ اَکَلَ جَذوَهً مِنَ النّارِ یَومَ‌الِقیامَهِ. کسی که از مال برادر دینی خود به ناحق بخورد و آن را به صاحبش برنگرداند خوراک او در روز قیامت شعله‌های آتش خواهد بود. (وسائل، ج 11، ص 642) 13ـ «مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)»: لایُعابُ المَرءُ بِتأخیرِحَقِّهِ اِنّما یُعابُ مَن اَخَذَ ما لَیسَ لَهُ. کسی که گرفتن حق و طلب خود را به تأخیر بیندازد مورد سرزنش واقع نمی‌شود، سرزنش متوجه آن کسی است

 

که چیزی که مال او نیست بدان تعّدی و تجاوز نماید. (نهج‌البلاغه، کلمه 157) 14ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»: مَن أَخَذ أَرضاً بِغیرِ حَقٍّ کُلِّفَ أَنْ یَحمِلَ تُرابَها اِلی المَحشَرِ! هر کس به ناحق زمینی را تصرف کند (فردا) وادار می‌شود که خاک آن را تا محشر قیامت بر دوش خود بار نماید! (تهذیب، ج 7، ص 131 15ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»: لایُصلِحُ شِراءُ السَّرِقَهِ و الخِیانَهِ اذا عُرِفَت. کسی که مال سرقت و غصبی را شناخت دیگر حق خرید آن را ندارد. (تهذیب، ج 7، ص 131)





بازدید:
تاريخ : 1395/06/09
جامعه ی ما در آینده ی نه چندان دوری، جامعه ی پیر خواهد شد؛ این چهره ی جوانی که امروز جامعه ی ایرانی دارد، از او گرفته خواهد شد. حد زاد و ولد چقدر است؟ تجملگرائی چیست؟ بد است؟ خوب است؟ چقدرش بد است؟ چقدرش خوب است؟ چه کار کنیم که از حد خوب فراتر نرود، به حد بد نرسد؟ اینها بخشهای گوناگونی از مسائل سبک زندگی است، و دهها مسئله از این قبیل وجود دارد؛ که بعضی از اینهائی که من گفتم، مهمتر است. امام خامنه ای ( 23/7/91 )





بازدید:
تاريخ : 1395/05/21

وسوسه‌هایی‌که باعث می‌گردد، انسان مرتکب گناه شود، بر دو قسم است:

 1- گاهی وسوسۀ مستقیم شیطان است؛ که گناه را آن‌چنان شیرین برای انسان جلوه می‌دهد، که او را به انجام دادن گناهانی نظیر غیبت، تهمت، شایعه‌ پراکنی، چشم‌چرانی، دزدی و آزار و اذیت دیگران، و… وادار می‌سازد.

 2- گاهی وسوسۀ خنّاس است؛ یعنی شیطان، انسان را به انجام معصیتی امر می‌کند، ولی در عین‌حال، توجیه خود را ضمیمۀ آن گناه نیز می‌کند. که تکاتی در این زمینه قابل تامل است:

 الف: خطر بیشتر
خطر این قسم دوم از وسوسه، به‌دلیل وجود توجیه، بسیار بیشتر از قسم اول است. زیرا انسان توجیه‌گر، خود را گناه‌کار نمی‌بیند که به فکر توبه بیفتد و تصمیم به جبران گناهان خویش بگیرد. و لذا چنان در سراشیبی سقوط، قرار می‌گیرد تا به هلاکت برسد.

 ب: گناه را به نیت ثواب انجام دادن
گاهی اوقات، خطر توجیه گناه، تا حدی‌است‌که باعث می‌گردد انسان، آن عمل، را حتی به نیت ثواب و قرب به خدا، هم انجام دهد. قرآن کریم این‌گونه افراد را ورشکسته‌ترین افراد می‌داند:

 «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالاً، الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً»،[کهف 104-103]؛ «بگو: آيا شما را از زيان‌كارترين مردم آگاه گردانم؟ آنان‏ كسانى‌‏اند كه كوشش‏شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى‏‌پندارند كه كار خوب انجام مى‏‌دهند.»

 در جریان کربلا، افراد بی‌بصیرتی‌که در رکاب یزید شمشیر زدند، کسانی بودند که با توجیه خروج حسین بن علی علیه السلام بر خلیفه وقت، در مقابل امام صف کشیدند. و آن جنایت عظیم را با قصد قربت، رقم زدند. امام باقر عليه السلام مى‌‏فرمايد:«سى هزار نفر در كربلا جمع شده بودند براى كشتن پسر پيغمبر «وَ كُلٌ‏ يَتَقَرَّبونَ‏ الَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِدَمِهِ» و همه آن‌ها به قصد قربت آمده بودند؛ به حسين بن على شمشير مى‏‌زدند براى اين‌كه به بهشت بروند.»[1]

 ج: راحت انجام دادن گناه
توجیه گناه که یک بیماری و بلای عمومی است، باعث می‌گردد، انسان به‌راحتى و بدون هیچ ترس اخروی، مرتکب معصیت شود که متاسفانه در جامعه شاهد چنین توجیهاتی هستیم.

 مثلا برخی از افراد، گناهانی مانند رشوه را با توجیه هدیه، تهمت را با عنوان همه می‌گویند، شرکت در مجلس حرام را، با توجیه یک شب که هزار شب نمی‌شود، ربا را با عنوان، همه می‌خورند، گوش دادن به موسیقی حرام را با عنوان آرامش اعصاب و رقص را به بهانه این‌که یک نوع ورزش است، و …  را به‌راحتی و بدون هیچ دغدغه‌ای انجام می‌دهند.

  امام صادق علیه السلام در رابطه با توجیه گناه می‌فرمایند: «بِمِثْلِ هَذَا التَّأْوِيلِ‏ الْقَبِيحِ‏ الْمُسْتَنْكَرِ يَضِلُّونَ وَ يُضِلُّون‏»،[2]؛ « به‌مانند اين‌گونه توجيه‌های زشت و ناپسند، مردم را گمراه می‌كنند و خود گمراه می‌شوند.»

  د: ریخته شدن قبح گناه
با توجه به این‌که رفتارهای فردی و اجتماعي انسان، تابع ارزش‌ها و نظام ارزشي اوست، توجیه گناه  مفسده دیگری نیز در پی دارد. و آن اینست‌که باعث می‌گردد قبح گناه، به‌دلیل عادی شدن آن در جامعه، ریخته شود. و نتیجه چنین حالتی، عمومی شدن و شیوع گناه در جامعه، و تغییر سبک زندگی در جامعه می‌باشد.

 ه: شیوع گناه
یکی از آفات توجیه گناه، شیوع معصیت است. و در صورتی‌كه گناه در جامعه‌ای بسيار شايع گردد خداوند بر مردمان آن ملت عذاب نازل می‌كند و اين عذاب می‌تواند جنبه‌های مختلفی هم‌چون؛ از بين رفتن بركت، شيوع بيماری، قحطی و … داشته باشد.

 «إِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون»،[نور،19]؛ «آنان‌كه دوست مى‏‌دارند كه در ميان اهل ايمان كار منكرى اشاعه و شهرت يابد آن‌ها را در دنيا و آخرت عذابى دردناك خواهد بود. و خدا (فتنه‏‌گرى و دروغشان را) مى‏‌داند و شما نمى‌‏دانيد»

 بنابراین باید از کمین این خطری‌که هر انسانی را تهدید می‌کند بر حذر بود. که با وجود  توجیه گناه، انسان هیچ‌گاه در صدد اصلاح خویش بر نمی‌آید.

 ……………………………………………………
پی‌نوشت:
[1]. مجموعه آثار شهید مطهری،ج17،ص422.
[2]. وسائل الشیعه، ج9، ص468.





خدا درباره‌اش فرموده است: «إِنَّا أَرْسَلْناکَ بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیرا»؛ ما تو را به حق، براى بشارت و بیم دادن (مردم جهان) فرستادیم، در آیه دیگری چنین آمده است: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمین»؛ ما تو را جز رحمت براى جهانیان نفرستادیم.بر اساس آنچه که در قرآن کریم بیان شده است،

 

هیچ گاه رفتار و سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) بدون اذن وحی نبوده، همان گونه که گفتار آن جناب این چنین بوده است و محاورات روزمره و عادی زندگی پیامبر(ص) هم از روی هوی و هوس نبوده است، در واقع محال بوده که بر دامن آن جناب در این وادی گرد گناه و خطا نشسته باشد بر همین اساس برخی

 

با استناد به اطلاق آیه 3 و 4 سوره نجم «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى»؛ و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏‌گوید آنچه مى‏‌گوید چیزى جز وحى که بر او نازل شده نیست، معتقدند که تمام سخنان و رفتار و کردار پیامبر(ص) از وحی ناشی شده است. از این رو، هرگز احتمال کذب و خطا در آن نیست

 

و باید مطیع آن باشیم و به آن عمل کنیم.حالا این پیامبری که سخنانش این گونه وحی است و سخنانش از روی هوا و هوس نیست، در روایتی زیبا امت خود را با ملاک اهتمام به نماز به چهار گروه تقسیم کردند، در واقع پیامبر(ص) یک شاقول را به ما معرفی کرده که باید هر کسی آن را روی اعمال و رفتار خودش قرار دهد

 

تا اعمالش را بر اساس دقیق کند، بیاییم خودمان را بسنجیم و ببینیم در کدام گروه قرار می‌گیریم؟پیامبر(ص) در این باره امتش می‌فرمایند: «امت من چهار گروه هستند:*ساهلان در نماز پیامبر(ص): «صنفٌ یُصَلون، وَلکِنَهُم فِی صَلوتِهِم ساهُون، فکانَ لَهُم الوَیل، وَ الوَیلُ اِسمُ دَرکةٍ مِن دَرکاتِ جَهَنَم»؛ گروهی نماز می‌خوانند،

 

ولی در نمازشان سهل انگارند. پس «ویل» برای آنهاست، و «ویل» نام یکی از طبقات زیرین جهنم است، خداوند می‌فرماید: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُون»؛ پس واى بر نمازگزارانى که در نماز خود سهل‌‏انگارى مى‌‏کنند. «ساهون» از ماده «سهو» در اصل به معنى خطایى که از روى غفلت سر زند،

 

خواه در فراهم کردن مقدماتش مقصر باشد یا نه، البته در صورت اول معذور نیست، و در صورت دوم معذور است، ولى در اینجا منظور سهو توأم با تقصیر است.باید توجه داشت که خداوند در آیه نمى‏‌فرماید «در نمازشان سهو مى‌‏کنند» زیرا سهو در نماز به هر حال براى هر کسی واقع مى‏‌شود، بلکه مى‏‌فرماید

 

«از اصل نماز سهو مى‏‌کنند» و کل آن را به دست فراموشى مى‌‏سپرند.بنابراین «ساهون» عده‌ای از مسلمانان هستند که نماز را قبول دارند؛ ولی سهل‌انگاری می‌کنند، اینها از نمازشان غافلند و اهتمامى به امر نماز ندارند و از فوت شدنش باکى ندارند، چه اینکه به کلى فوت شود و چه اینکه بعضى از اوقات فوت شود

 

و چه اینکه وقت فضیلتش از دست برود و چه اینکه ارکان و شرایطش و احکام و مسائلش را ندانند و نمازى باطل بخوانند.در آیه شریفه تکذیب‏‌گر روز جزا به چنین نمازگزارانى تطبیق شده، چون حرف «فاء» که بر سر جمله آمده مى‌‏فهماند جمله مزبور نتیجه تکذیب روز جزا است «أَرَأَیْتَ الَّذی یُکَذِّبُ بِالدِّین»

 

و مى‏‌رساند چنین نمازگزارانى خالى از نفاق نیستند، چون تکذیب روز جزا تنها به این نیست که به کلى آن را منکر شود، کسى هم که تظاهر به ایمان مى‏‌کند و نماز مسلمانان را مى‏‌خواند، اما طورى مى‏‌خواند که عملاً نشان مى‏‌دهد باکى از روز جزا ندارد، او نیز روز جزا را تکذیب کرده.«ویل» برای این دسته است. یعنی در طبقات زیرین جهنم جای می‌گیرند

 

کدام قسمت از جهنم شلوغ تر می باشد؟!

 

*ضایع‌کنندگان نماز پیامبر(ص): «وَ صِنف یُصَلونَ اَحیاناً، وَلایُصَلون اَحیاناً، فَکانَ لَهُم الغَیُّ، وَالغیّ اِسمَ دَرکةٍ مِن دَرکات جَهنَم»؛ گروهی گاهی نماز می‌خوانند و گاهی نمی‌خوانند، پس «غی» مال آنهاست، و «غی» نام یکی از طبقات پایین جهنم است. خداوند متعال فرمود:

 

«فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا»؛ سپس جانشین آن مردم خداپرست قومی شدند که نماز را ضایع کرده و از شهوات پیروی کردند، و اینها به زودی در «غی» افکنده خواهند شد.این آیه کریمه نشان می‌دهد که اولاً، ضایع کردن نماز

 

با پیروی از شهوت‌ها رابطه مستقیمی دارد، همان طور که نماز انسان را از فحشاء و منکر باز می‌دارد و مانع ارتکاب گناهان می‌شود، ضایع کردن نماز هم، سبب پیروی از شهوت‌ها و خواهش‌های نفسانی که سرچشمه فحشا و منکر است، می‌شود.از پیامبر اسلام(ص)

 

نقل است که در تفسیر آیه «فخلف من بعدهم» می‌فرمایند: «شصت سال بعد از من، افرادی روی کار می‌آیند که نماز را ضایع می کنند و در شهوت‌ها غوطه‌ور می‌شوند و به زودی نتیجه گمراهی خود را خواهند دید»، حال اگر مبدأ شصت سال را هجرت پیامبر در نظر بگیریم، این پیش

 

بینی بر زمان بنی امیه و حکومت یزید، منطبق می‌شود.ثانیاً، نقطه حساس حفظ سلامت نسل و تداوم پاکی در نسل‌های بعدی، پای بندی به ارتباط مستمر با خداوند است و ضایع کردن این رابطه، پاکی و طهارت را از سلسله فرزندان بشر می‌رباید، آنچه که باید در رابطه با این گروه مورد

 

توجه قرار گیرد، معنای «ضایع کردن و انواع آن» است. باید دید که چگونه نماز ضایع می شود؟ضایع کردن یک عمل، یعنی آن را به نحوی انجام دهی که نتیجه و اثر واقعی آن ظاهر نشود به طوری که بود و نبودش و انجام دادن و ندادنش، مساوی باشد، علامه طباطبایی در تفسیر آیه می‌گوید:

 

«مقصود از اضاعه نماز تباه کردن نماز است، همراه با سستی در امر نماز و خوار شمردن آن و به بازی گرفتن و تغییر ایجاد کردن در آن و ترک نماز بعد از گرفتن و قبول آن».می‌توان گفت: بد نماز خواندن و نماز را بدون آرامش و با سرعت به جا آوردن از مصادیق ضایع کردن نماز است، نقل شده

 

که روزی پیامبر گرامی اسلام(ص) وارد مسجد شدند، شخصی را دیدند که با شتاب‌زدگی نماز می‌خواند و با رکوع و سجود ناقص، آن را انجام می‌دهد، فرمودند: عمل این شخص مانند نوک زدن کلاغ بر زمین برای برچیدن دانه است. «لَئِنْ مَاتَ هَذَا وَ هَکَذَا صَلَاتُهُ لَیَمُوتَنَّ عَلَى غَیْرِ دِینِی‏»؛ اگر این شخص با چنین نمازی بمیرد، قطعاً خارج از دین (اسلام) مرده است.

 

کدام قسمت از جهنم شلوغ تر می باشد؟!

 

حجت‌الاسلام ابوترابی(ره) می‌گوید: بعثی‌ها در اردوگاه می‌گشتند تا ببینید رهبر فکری اسرای ایرانی چه کسی است؟ 150 نفر از اسرا را به عنوان رهبران فکری جدا کردند و به یک شهری بردند و شروع کردن به شکنجه کردن آنها تا اعتراف بگیرند. یک شب من را به همراه عده‌ای برای شلاق زدن بردند.

 

آن شب دو نفر از اسرا را چنان زدند که چشمشان از حدقه درآمد و همان جا کور شدند! بقیه را هم در حدی می‌زدند که خون تمام زمین را گرفته بود. ما آن شب خیلی کتک خوردیم. هوا مهتابی بود. برای نماز بلند شدیم و در حالی که دستمان را به دیوار گرفته بودیم، نماز خواندیم. نماز را خواندیم و افتادیم.

 

بعد متوجه شدیم که این مهتاب برای صبح نبوده است. آن شب هوا مهتابی بوده است. اما ما خیال کردیم که صبح شده است. دوباره صبح که شد، بلند شدیم و نماز خواندیم. آری اسرا و شهدا آن شبی که کتک خوردند تا حدی که چشم برخی آن‌ها از حدقه بیرون آمد، دوبار نماز صبح می‌خوانند.

 

اما بعضی از افراد راحت از کنار نماز می‌گذرند؟ مغازه‌اش را نمی‌بندد برای اینکه یک مشتری یک کیلو نخود بخرد. واقعاً وقتی آدم نگاه می‌کند می‌بیند که بعضی‌ها از چه چیزهایی گذشتند، ولی بعضی‌ها از هیچ چیز نمی‌گذرندوقتی امامان ما صدای اذان را می‌شنیدند، رنگشان می‌پرید. سر نماز آنچنان

 

محکم می‌ایستادند که جز باد، عبای اینها را تکان نمی‌داد. امامان ما این چنین حضور قلب داشتند. تازه وقتی نماز می‌خواند، می‌گوید: «إِلَهِی إِنْ کَانَ فِیهَا خَلَلٌ أَوْ نَقْصٌ مِنْ رُکُوعِهَا أَوْ سُجُودِهَا فَلَا تُؤَاخِذْنِی وَ تَفَضَّلْ عَلَیَّ بِالْقَبُولِ وَ الْغُفْرَانِ»؛ اگر در رکوع یا در سجود نماز من خلل و نقصی دیدی،

 

خدایا به بزرگی خودت قبول کن‌، پس برای کسانی که نماز را ضایع کنند، یعنی نسبت به انجام آن سست باشند و نماز را خوار بشمارند و آن را به بازی بگیرند، جایگاهشان در یکی از طبقات پایین جهنم به نام «غی» است.*تارکان نماز پیامبر(ص): «وَ صِنف لایُصَلون اَبداً فَکانَ لَهُم سَقَر، وَ سقر اِسم دَرَکات جَهَنَم»؛ گروهی که هیچ وقت نماز نمی‌خوانند،

 

«سقر» برای آنهاست، «سقر» هم نام یکی از طبقات زیرین جهنم است. (سقر سخت‌رین و پر جمعیت‌‏ترین درکات دوزخ است) خداوند متعال فرمود: «ما سَلَکَکُمْ فی‏ سَقَرَ قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ»؛ اهل بهشت از اهل جهنم سؤال می‌کنند: چه چیزی شما را به «سقر» کشاند؟ در جواب می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.

 





  1  2  3   ...     11